محمد جواد مغنية ( مترجم : محمد بحرينى كاشمرى )

24

دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى )

ميشد . بويژه در دولت بنى اميه ! زيرا آنان بطور كلى هدفشان ريشه‌كن ساختن اصل اين خاندان بود ديگر وضع پيروان و علاقه‌مندان به اين بزرگواران كاملا روشن است . اما بنى عباس پس از نوميدى ، و فروماندگى از ويرانى پايه و زيربناى تشيع ، در انديشهء اين بودند كه از نمو ، و نفوذ ، و انتشار آن بهرقيمتى باشد جلوگيرى نمايند ! لكن عليرغم اين انديشه‌ها و مبارزات پىگير و مشكلات موجوده و گوناگون اين مذهب حق ، و جلوهء حقيقت ، روشنائى خورشيدوش خود را نماياند و پرتو خود را بر زمينهء دلهاى صاف و آماده تابنده ساخت ، و نشوونماى آن چشم‌گير شد ، و نفوذ آن گسترش پيدا نمود . بطوريكه پس از گذشت زمانى كم ، داراى تشكيلات زمامدارى شدند . چنانچه تاريخ بر اين گفته گواه است ، و دولت‌هائى بنام آنان در خود ثبت نموده است كه از آن جمله دولت ، ادريسيان ، در مراكش ، و علويان در ديلم ، و آل بويه در عراق و ايران ، و حمدانيان در سوريه و فاطميان در مصر و صفويان را در ايران مىتوان نام برد . بطور فشرده و اختصار سرگذشت هريك را مورد بررسى قرار داده و اندازهء تأثير آن را در انتشار تشيع ارزيابى ميكنيم . با اينكه بر خوانندهء ارجمند و اهل تاريخ روشن است كه تاريخ هريك از اين دولتها مفصل و نيازمند بحث دامنه‌دارى است ، اما ما در اين كتاب اكتفا ميكنيم باندازه‌ئيكه خواننده گرامى از پيدايش اين دولتها در ازمنهء پيشين آگهى پيدا كند . « آب دريا را اگر نتوان كشيد * هم به قدر تشنگى بايد چشيد . »